جمال الدين محمد الخوانساري

336

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

6249 عجبت لغافل والموت حثيث في طلبه . تعجب دارم از غافلى وحال آنكه مرگ شتابان است در طلب أو ، يعنى تعجب دارم از هر كه غافل باشد از تهيهء مرگ وبرداشتن توشهء از براي آن با آنكه ميداند كه مرگ شتابان است در طلب أو ، وزود خواهد رسيد باو . 6250 عجبت لمن انكر النّشأة الأخرى وهو يرى النّشأة الأولى . تعجب دارم از كسى كه انكار كند زندگانى ديگر را وحال آنكه أو مىبيند زندگانى اوّل را ، غرض انكار بر كفارى است كه انكار حشر مىكردند ومىگفتند : كه زنده ميكند استخوانها را وحال آنكه آنها كهنه شده وپوسيده‌اند . . ؟ ! ووجه تعجب اينست كه هر گاه ايشان مىبينند زندگانى اوّل را واين كه از كتم عدم موجود شده‌اند با وجود اين چه استبعاد دارد اين كه هر چند استخوانهاى پوسيده شده باشند بار ديگر زنده گردند ، بلكه در نظر عقل سليم اين آسانتر از آن مىنمايد ، وهر گاه استبعادى در آن نباشد وپيغمبران كه صدق ايشان بمعجزات ثابت شود خبر دهند از آن ، بايد قبول كرد از ايشان ، وانكار آن أصلا وجهي ندارد ومحلّ تعجب است . 6251 عجبت لعامر دار الفناء وتارك دار البقاء . تعجب دارم از آباد كنندهء سراى فنا وترك كنندهء سراى بقاء . 6252 عجبت لمن نسي الموت وهو يرى من يموت . تعجب دارم از كسى كه فراموش كند مرگ را وحال آنكه أو مىبيند كسى را كه مىميرد . 6253 عجبت لمن يرى انّه ينقص كلّ يوم في نفسه وعمره وهو لا يتأهّب للموت . تعجب دارم از كسى كه مىبيند اين را كه كم كرده مىشود هر روز در بدن أو